يادتان هست که احساس خطر مي کرديد؟

يادتان هست که احساس خطر مي کرديد؟
از کلامي که دروغش خوانديد،
از جماران و کلام پيرش که تو فرياد زدي گم شده است.
اين خطر چيست؟ کدامين احساس؟


انعکاس رخ چون آينه روح خدا و آتش؟
هر کلامش که بريديد و به دلخواه از آن راه بجوييد، خطر مي داني؟


هلهله در غم سالار شهيدان، آتش دامن غمبار سياهي عزا هم خطري آيا هست؟
آتش و صفحه قرآن را چه؟
سنگباران عزادار حسين بن علي را تو خطر مي داني؟


با توام مرد! که انگار به خواب ابدي مهماني.


يادتان هست؟! تبارت به همان خيمه تنهاي غم انگيزترين لحظه تاريخ شباهت دارد؟
يادتان هست چرا چادر خاکي؟ در و ديوار؟ کبودي بر چشم؟
يادتان هست که صفين، که قرآن، نيزه؟
يادتان هست که کربي و بلايي بودست؟
يادتان هست که لعنت کردند، تا دم صبح ابد، هر که را «حاربهم» تيغ کشيدست و "ولي" گم کرده است؟


تو اگر يادت نيست،
يادمان هست که چندين فرسنگ مانده تا داغ ترين هرم عطش، فتنه را بن بکنيم،
خولي و شمر و يزيد و عمر سعد، نه که در کرب و بلا،
بلکه قبل از حکميت، ما به عمار، به مالک بسپاريم و علي، پور علي، شاد کنيم.


تو اگر يادت نيست، اين به خاطر بسپار.

    شاعر:احسان ترابی   

 بعدا نوشت:آقای ترابی امیدوارم هر کجا هستی زنده و پاینده باشی                                              

سخنان با مزه مهدی کروبی درباره 22 بهمن

تنها دقایقی پس از اینکه  آقای محمد خاتمی به سکوت 11 روزه خود در خصوص آنچه که در روز 22 بمهن اتفاق افتاده بود پایان داد، آقای مهدی کروبی نیز با صدور بیانیه‌ای در این‌خصوص ابراز عقیده کرد.


آقای کروبی در این بیانه از حضور "فراگیر" و "گسترده" مردم قدردانی کرده اما مدعی شده که در آن روز فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم بوده و نیروی‌های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده‌بودند.
وی همچنین مدعی شد که آنچه "جریان خشونت‌طلب" نامیده، می‌خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان برگزار شد، برای پاک‌کردن آثار ناشی از زندانی‌کردن‌ها و جنایت‌ها و شکنجه‌ها و کشتارهای خیابانی بهره برد.
شیخ اصلاحات در ادامه همچنین گفت که در رسانه‌‌های داخلی حتی یک تصویر هم از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک‌های اشک‌آور و ضرب و شتم شما "مردم"، نشان داده‌نشد!
آقای کروبی در بخش دیگری از بیانیه خود به تکرار ادعاهای رسانه‌های ضد نظام چون صدای آمریکا پرداخت و مدعی شد که "تظاهرات" 22 بهمن مهندسی شده بود و از سراسر کشور با "صدها" اتوبوس و "قطار" نیرو به تهران اعزام شده بود.
او همچنین مدعی شد که که ده‌ها‌هزار نیروی نظامی و انتظامی و لباس‌شخصی‌ها با قمه و باتوم و گاز فلفل در این راهپیمایی حضور داشته است.
نامزد پنجم در انتخابات دهم در ادامه این بیانیه نوشته است: "مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست"
آقای کروبی در بخش دیگری از این بیانیه برای آنچه که "ازمیان رفتن پرده‌های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت‌خواه" نامیده دو پیشنهاد نیز مطرح کرده است.
وی در اولین پیشنهاد خود نوشته که "حاکمیت" یک "میتینگ" در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند!
آقای کروبی که در انتخابات دهم از مجموع 40 میلیون رای، 300 هزار رای را به خود اختصاص داده در ادامه خاطرنشان کرده که خواستار مجوز برای تجمع حامیانش در میدانی از "تهران" است تا بدین ترتیب اقلیت و اکثریت مشخص شود.
او که تاکنون بارها و بارها پس از حضور در اماکن عمومی مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته و با تلاش محافظانش جان سالم به در برده است، در اظهار نظری جالب مدعی شده که امنیت این تجمع را نیز "خودشان" تامین می‌کنند.
شیخ اصلاحت در دومین پیشنهاد خود خواستار برگزاری "رفراندومی" برای "برون‌رفت از بحران" شده تا از این طریق به آنچه که "حاکمیت شورای نگهبان" نامیده، پایان داده شود!
وی در ادامه دلیل این خواسته خود را نظارت استصوابی عنوان کرده که مدتی پیش از برگزاری انتخابات دهم نیز در روزنامه اعتماد ملی حملات متعددی را به آن انجام داده بود.
آقای کروبی همچنین مدعی شد که نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. آقای کروبی در ادامه به شکایت نامه اخیر نمایندگان مجلس برای محاکمه فتنه گران و بیانیه‌هایی از این دست اشاره کرده و مدعی شده که نمایندگان مجلس شورای اسلامی این کار را از ترس نظارت شورای نگهبان انجام می‌دهند!
گفتنی است، مهدی کروبی در حالی قصد داشت تا صبح روز 22 بهمن از میدان صادقیه تهران راهپیمایی خود را آغاز کند که 24 ساعت قبل از آن با اطلاع رسانی از حامیان خود خواسته بود تا در آنجا حضور یابند.
این اقدام کروبی پس از آن صورت گرفته بود که او طی ماه‌های اخیر بارها و بارها به خاطر مواضع عجیب و دشمن پسندانه‌اش از سوی مردم مورد حمله قرار گرفته بود.
با این حال فراخوان مهدی کروبی در آستانه روز 22 بهمن نیز کارساز نبود و راهپیمایان به محض اینکه از حضور کروبی در میدان صادقیه اطلاع یافتند با سر دادن شعارهای "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضد ولایت فقیه" بار دیگر او را مجبور به فرار کردند.
ساعاتی پس از آن بود که همسر مهدی کروبی با انتشار نامه‌ای در سایت اینترنتی اعتماد ملی که گویا مخاطب آن رهبر معظم انقلاب بود، مدعی شد که فرزندش علی کروبی در روز 22 بهمن بازداشت شده و پس از آنکه مورد ضرب و شتم قرار گرفته در خیابان رها شده است.
خانم کروبی همچنین در این نامه مدعی شده بود که علی کروبی در این مدت کوتاه تهدید به "تجاوز جنسی" نیز شده تا بلکه از این طریق بتواند به دروغ نخ نما شده همسرش تازگی بخشد.
این ادعای خانم کروبی اگرچه برای چند روز با استقبال رسانه‌های ضد نظام همراه شد اما در داخل کشور چندان مورد توجه قرار نگرفت

انتشار عکس موهن در سایت حامی موسوی

نویسنده وبلاگ "دیکتاتور سبزپوش" با انتشار عکسی از سایت حامی موسوی،در توضیح آن نوشت:

متاسفانه هرچند وقت یک بار به سایت متعفن بالاترین می روم و در بیشتر اوقات دلم به حال هم وطنانی می سوزد که در نهایت فقر فکری در منجلاب تفکرات پوچ و توهم زای همدیگر فرو رفته اند ومانند کرم در هم دیگر می لولند . خیلی وقتها هم با تراوشات ذهنی که دارند ، مقدمات شادی و خنده را فراهم می کنند اما امروز با عکسی روبرو شدم که عده ای از مردم خدا جوی فرقه ضاله سبز با افتخار نظر به آن می دهند و برای هم کارت تبریک می فرستند که ایول جنبش سبز زنده است . 

 آقای میر حسین هنوز هم وقت آن نشده که اعلام خطر کنید . آقای کروبی هنوز هم دنبال مدرک می گردی برای تجاوز و شکنجه . بیایید و بنگرید که هواداران شما چه افتخاراتی را رقم می زنند و به هم تبریک می گویند . آقای موسوی هنوز هم می گویی جنبش سبز جای همه تفکرات و نظرات است . تا کجا می خواهی ادامه بدی ...

برای نابودی فتنه و فتنه گر صلوات


مانور اغتشاش گران قبل از 4شنبه سوری

احیای فضای تبلیغاتی فتنه گری با کشف حجاب، مانور اغتشاش گران قبل از چهارشنبه سوری

چندی پیش قرار بود فتنه گران سبز به مناسبت 17 دی ماه سالروز کشف حجاب رضاخانی در برخی میادین اصلی شهر تهران اقدام به کشف حجاب کنند؛ این در حالی است که در آن روز به غیر از چند خانمی که با یک نگاه معلوم بود که خیلی پیش از این کشف حجاب کرده اند، هیچ زن ایرانی مسلمانی کشف حجاب نکرد؛ اما هدف سران فتنه از راه انداختن چنین تبلیغاتی خصوصا در فضای مجازی چیست؟ 

بر اساس این گزارش یک هفته مانده به سالروز کشف حجاب رضا خانی رسانه های فتنه گران آغاز به تبلیغات برای کشف حجاب کردند و این تبلیغات تا روز 17 دی ماه ادامه یافت؛ بر همین اساس یکی از دلایل تبلیغات برای چنین برنامه هایی که برنامه ریزان از همان زمان طراحی از ناکارآمدی آن مطلع هستند، زنده نگاه داشتن فضاهای تبلیغاتی فتنه گری خصوصا در فضای مجازی است و از سوی دیگر فتنه گران قصد دارند با چنین برنامه هایی، نیروهای انتظامی و امنیتی که دست قاطع نظام در برخورد با اخلال گران هستند را فرسوده و بی انگیزه کنند تا شاید بتوانند به برخی از مقاصد شوم خود دست یابند. 

اخیرا نیز اتاق فکر فتنه گران سبز تصمیم گرفته به بهانه روز جهانی زن در 8 مارس مصادف با 17 اسفند، برنامه کشف حجاب در میادین اصلی شهر تهران و چند شهر کشور را به صورت گسترده تبلیغات نماید و این کشف حجاب سبزنماها بیشتر بهانه ای برای احیای فضای تبلیغاتی و روانی فتنه گران سبز و شاید به منزله مانوری قبل از چهارشنبه سوری باشد

احتمال تکرار ماجرای ندا

خودزني تروريستي هواداران باند فتنه در روز های پایانی سال
در پي هتك حرمت هاي پي در پي توسط فتنه گران حامي موسوي ، خشم امت حزب الله و راهپيمايي ميليوني مردم در روز 9 دي ماه وناامیدی در  يوم الله 22 بهمن سالروز پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و راهپيمايي مردم سراسر كشور ، عده اي آشوب طلب وابسته قصد دارند در تاریخ ۱۷ اسفند مصادف با ۸ مارس دست به تجمعات پراکنده بزنند و با تکرار صحنه هائی از قبل طراحی شده  شبیه قتل ندا آقا سلطان تنور اغتشاشات را گرم کنند. آخرين اخبار رسيده حاكي از آن است كه با توجه به آگاهي مردم از اين حربه ي محاربين و هشدارهاي بسيار نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات مبني بر برخورد با آشوبگران اين عده تصميم دارند تا در صورتي كه نتوانند بين مردم درگيري و اغتشاش ايجاد كنند اقدام به خود زني كرده و از اين راه به اهداف از پيش تعريف شده ي خود دست يابند .
 
گفتني است  تنها امید محافل فتنه گر و حامیان بیرونی آنها حضور در روز ۱۷ اسفند و چهارشنبه آخر سال می باشد.  
 در راستاي خودزني مخالفان نظام در روز عاشورا زنی با نزدیک شدن به رئیس نیروی انتظامی تهران بزرگ <<سردار رجب زاده >>. قصد تحریک ایشان را داشت و در صدد ساختن صحنه  برخورد فرماندهان  نیرو با زنان بودند که سردار رجب زاده با درایت و صبوری و آگاهی از این نقشه  . فتنه جوها را ناامید کرد به طوری  که  فرد نامبرده با عصبانیت مجبور می شود با درگیری فیزیکی به نیت خود برسد که باز هم موفق نمی شود ،

تلاش خانه به خانه برای احیای فرقه سبز

بعد از شکست سبزها در روز 22 بهمن، به تازگی برخی از سرگروه‌های اصلی این جریان با مراجعه به منزل برخی از حامیان سابق این جریان و اهدای مبالغی، از آن‌ها خواسته‌اند تا در فراخوان‌های آتی از سوی رهبران فرقه سبز حضور یابند.

به گزارش شبکه ایران، اخیراً در تهران و برخی شهرهای اطراف آن،‌تعدادی از سردسته‌های اصلی فرقه از هم پاشیده سبز، با مراجعه به منزل برخی حامیان خود اقدام به دلگرمی دادن به آن‌ها کرده‌اند.

این افراد با شناسایی کسانی که در تجمعات غیرقانونی روزهای پس از انتخابات حضور داشته‌اند و یا در انتخابات به نامزدهای اصلاح طلب رای داده‌اند، به محل زندگی آن‌ها مراجعه کرده و با پرداخت هدیه‌های نقدی، کارت‌های اعتباری و بن‌های خرید کالا از آن‌ها خواسته‌اند تا در آینده نیز در فراخوان‌های رهبران این فرقه از هم پاشیده حضور یابند.

بنابراین گزارش کسانی که این دسته از افراطیون به منزل آنها مراجعه کرده اند، با تعجب از این شیوه تبلیغاتی از پذیرش این هدایا خودداری کرده اند.

برخی از این خانوارها علاوه بر این حتی خبر این رفتار تبلیغاتی را به اطلاع خبرنگاران رسانده اند.

اقدام تبلیغاتی مذکور در حالی صورت گرفته که بدنه اجتماعی جریان سبز طی ماه‌های اخیر دچار ریزش شدیدی در بدنه اجتماعی خود شده است و این ریزش در راهپیمایی روز 22 بهمن به اوج خود رسید.

در همین راستا است که اعضای سرگروه فرقه سبز برای احیای دوباره این جریان افراطی به تکاپو افتاده‌اند.

ریزش بدنه اجتماعی در فرقه سبز، پدیده غیر قابل اجتنابی بود که به تدریج پس از ناآرامی های پس از انتخابات شدت گرفت و به عقیده ناظران سیاسی از مهم‌ترین دلایل آن محرض شدن دروغ سران اصلاحات مبنی بر تقلب در انتخابات و رفتارهای افراطی حامیان این جریان در ماه‌های است


برخورد جدی با هنجار شکنان چهارشنبه سوری امسال

جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داد.

سردار احمدرضا رادان در حاشيه شانزدهمين همايش روساي بهداري‌هاي كل ناجا در جمع خبرنگاران درباره تمهيدات پليس براي چهارشنبه آخر سال اظهار كرد: امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته پليس با افرادي كه ايجاد مزاحمت، سد كردن مسير و استفاده از مواد محترقه خطرناك مي‌كنند برخورد خواهد كرد.

وي با اشاره به اين كه هدف اصلي برگزاري اين سنت قديمي حل كردن مشكلات و نگراني‌هاي مردم است، اظهار كرد: به مرور زمان هدف اصلي برگزاري مراسم چهارشنبه سوري به فراموش سپرده شده و متاسفانه مباحث غلط ديگري جايگزين آن شده است.

سردار رادان اضافه كرد: پليس به گلوگاه‌هاي ورود مواد محترقه خطرناك توجه ويژه‌اي خواهد داشت و براساس هماهنگي‌هايي كه با مقامات قضايي انجام شده است هر كسي كه با ناهنجاري اقدام به ايجاد مزاحمت، راهبندان كند و آزار و اذيت مردم كند، بازداشت و احتمالا تا پايان تعطيلات نوروزي پليس و دستگاه قضايي در خدمت اين افراد خواهند بود.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به اين كه همچنين خودروهايي كه در چهارشنبه سوري امسال توقيف شوند تا پايان تعطيلات متوقف خواهند بود، در عين حال تصريح كرد: البته مطمئن هستم با توجه به اهميتي كه مردم براي برگزاري اين مراسم دارند مراسم چهارشنبه آخر سال به خوبي برگزار خواهد شد و حساب گروه اندكي كه اقدام به ايجاد مزاحمت مي‌كنند از مردم جداست.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي در رابطه با كشفيات مواد محترقه هم گفت: ميزان كشفيات مواد محترقه تاكنون نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزايش يافته است كه اين موضوع به دليل توجه ويژه پليس به مواد محترقه غيراستاندارد و خطرناك است، به طوري كه نيروي انتظامي تا پايان سال جاري مناطق مرزي تا جوار شهرهاي كشور را تحت كنترل خود قرار مي‌دهد.

سردار رادان خاطرنشان كرد: مواد محترقه غيراستاندارد داخلي از برخي استان‌ها به مناطق مختلف رد و بدل مي‌شود و مقداري از اين مواد هم از مرزهاي شمال غرب و جنوب شرق كشور وارد مي‌شود كه در حال حاضر آماده‌باش به پليس در مرزهاي كشور داده شده است


مردم تهران دوچرخه سواری می کنند پس جنبش سبز وجود دارد!!!!

فروكش كردن موج ناآرامي‌ها و رفتارهاي ساختارشكنانه در ايران به‌ويژه پس از حماسه‌هاي 9 دي و 22 بهمن، رسانه‌هاي غربي را براي القاي ادامه اين رخدادها به نوعي هذيان‌گويي انداخته است.

 روزنامه لس‌آنجلس‌تايمز در ادعايي جالب با توجه به سبز بودن تعدادي از دوچرخه‌هاي كرايه‌اي موجود در يكي از ايستگاه‌هاي طرح دوچرخه‌سواري شهرداري در تهران نوشت: جنبش سبز ديگري در خيابان‌هاي تهران به راه افتاده است!

اين روزنامه در گزارشي به قلم خبرنگار ايراني خود از تهران درباره ايستگاه‌هاي جديد كرايه دوچرخه نوشت: هزاران تن از سكنه تهران به تدريج از موج جديدي كه نشان دهنده ارزش‌هاي متغير طبقه متوسط ايران است، بهره مي گيرند و با مراجعه به دوچرخه خانه، با استفاده از كارت هوشمند يك دوچرخه را بر مي‌دارد و بقيه راه تا محل كار را با آن طي مي كنند، كرايه‌كنندگان دو چرخه‌ها از طبقات مختلف جامعه از جمله دانش آموز و دانشجو، مهندس، دكتر و مغازه‌داران جواني هستند كه دو چرخه‌ها را براي چند ساعت كرايه مي كنند.

شهرداري تهران حدود 12 جايگاه كرايه دوچرخه در يك ناحيه شهر ايجاد كرده كه بخشي از يك برنامه آزمايشي براي كمك به كاهش تراكم ترافيك بهبود كيفيت هوا و برآوردن تمايلات ايرانياني است كه به طور فزاينده اي مراقب سلامت و تناسب اندام‌شان هستند.

اين برنامه شبيه برنامه‌هايي است كه در شهرهاي اروپا به راه افتاده است، به جز يك مشخصه چشمگير اگرچه زنان نيز مشتاق كرايه دو چرخه‌اند به علت محدوديت هاي اسلامي و فرهنگي اين امكان براي آنها نيست.

منوچهر دانشمند، دوچرخه سوار كارآزموده اي كه بر يكي از اين مراكز كرايه دوچرخه نظارت دارد، گفت: اول بايد چشم مردم عادت كند و وقتي كه همه به دو چرخه سواري در ملأ عام عادت كردند، به تدريج به زنان هم اجازه مي دهيم.

اين روزنامه امريكايي در حالي كه ترجيح مي‌داد ديگر به تكرار اين ادعا كه مردم تهران دوچرخه‌سواري مي‌كنند، پس جنبش سبز وجود دارد، ادامه ندهد، نوشت: به گفته دانشمند،در نه ماه گذشته شش هزار كارت عضويت فقط در يك منطقه از 22 منطقه تهران براي سنين 12 تا 70 سال صادر شده، قرار است اين برنامه در سال آينده ايراني كه مارس آغاز مي شود، گسترش يابد.

لس‌نجلس تايمز افزود: با توجه به اينكه تهران در امتداد دامنه كوهستان واقع شده است، سازمان دهندگان برنامه از يك شركت خواسته اند دو چرخه هايي طراحي كند كه در سربالايي و سراشيبي قابل كنترل باشد حتي شايد مجهز به موتورهاي قابل شارژ براي راحتي كار در سربالايي ها مجهز شوند.


چگونه قطب زاده اطمینان داشت در اجرای اهداف پست بر مردم حاکم می شود؟

بازخوانی تاریخ در شرایط غبارآلود فتنه مطمئنا یکی از موثرترین راه‌های افزایش بصیرت در جامعه و آگاه ساختن اقشار مختلف مردم نسبت به مسایل پیش آمده و نوع برخورد با آن است، در شرایطی که برخی جریان‌های ناكام سیاسی با هدایت تعدادی خواص مردود، قصد القای وحدت با دشمنان نظام را دارند، بازخوانی کارنامه عملکرد این دوستان دیروز و دشمنان امروز راهرویی برای رسیدن به حقیقت موضوع است.

جالب اینجاست که در جریان این بازخوانی ها به موضوعات و موضع گیری‌هایی برخورد می کنیم که امروز مغایر آن را در تقابل با نظرات قبلی مشاهده می کنیم، آن هم توسط کسانی که امروز مشروعیت نظام را زیر سوال می برند.

یکی از این موضوعات، موضع گیری میرحسین موسوی در سال‌های نخست وزیری وی، در زمانی است که شریعتمداری از مرجعیت به خاطر خیانت‌هایش به کشور عزل می شود و در حقیقت از چهره نفاق در بیت این مرجع تقلید با کمک برخی کسانی که امام خمینی را در هنگام ورود به کشور همراهی می کردند، پرده برداری شد.

زمانی که از توطئه منافقانه صادق قطب زاده (که از جمله همراهان امام خمینی در سفر 12 بهمن ایشان از پاریس به تهران بود) با حمایت‌های سید کاظم شریعتمداری و كودتا رمزگشایی شد، موجی از اعتراضات مردمی و به تبع آن موضع گیری مسئولان نظام به راه افتاد که هریک خواستار محاکمه عوامل این فتنه بودند.

موسوی که آن زمان نخست وزیر حضرت آیت الله خامنه ای بود، طی مصاحبه ای در تاریخ 5/2/1361 در پاسخ به این سوال که "نظر شما در مورد توطئه ای که توسط بیگانگان و به دست قطب زاده طرح ریزی شده بود، چیست؟" سخنانی را در این باره مطرح کرده و می گوید: "برنامه قطب زاده و هم دستان توطئه گرش بسیار برنامه ای کودکانه بود، اگر از جنبه های ساده لوحانه این طرح خائنانه بگذریم، آن چه برای من تعجب آور است این است که چگونه قطب زاده اطمینان داشت که در صورت موفقیت در اجرای اهداف پست خود می تواند بر مردم حاکم شود."

وی که امروز جامه مخالفت با تشخیص جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر عزل صانعی را بر تن کرده، در آن روزگار نظری مخالف این داشت و به حمایت از عزل شریعتمداری برخواسته و اظهار می کند: "ملت ما چهره امثال او [قطب زاده و شریعتمداری] را شناخته و جریانات وابسته به اغیار غیر اسلامی را به خوبی شناخته است. ملتی که به خاطر ارزش‌ها قیام کرده است هنگامی که ارزش های متعالی را در شخصی متبلور می یابد از او پیروی می کند و بر عکس زمانی که ارزش‌های غیر انسانی را در شخصی ببیند؛ گرچه آن فرد در لباس مقدس روحانیت ملبس باشد، ملت او را طرد و از صحنه برای همیشه خارج خواهد ساخت... ملت ما، در این جریان با چند روحانی نمای منحرف روبه رو می باشد نه با نهاد روحانیت. اگر بخواهم مساله را خلاصه کنم این است که نهاد روحانیت نمی تواند در راستای سیاست های آمریکا حرکت کند و امیدی برای افراد شناخته شده و جریانات ورشکسته چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، اما شریعتمداری و امثالهم می توانند."

"من نوار صحبت های این فرد را شنیدم و برای مردمی که روزی مقلد ایشان بودند ناراحت شدم؛ چرا که من صدها نفر از اطرافیان خود را می شناختم که با عشق و علاقه از ایشان تقلید می کردند، چون او را مرجع می پنداشتند. انسان به مرجع خود علاقه‌ی قلبی هم پیدا می کند. خاطرم هست بعد از فوت آیت الله بروجردی به هر خانه‌ی همشهری ها که می رفتم، یک طرف عکس این شخص و طرف دیگر عکس امام بود، ولی وقتی کسی در مقامی به اعتماد و احساس مذهبی مردم پاسخ درستی نمی دهد، جای آن محبت را بی توجهی تنها نمی گیرد، بلکه نفرت سر بر می آورد. مردم تحمل نمی کنند اسلام و عقاید آنها به شوخی گرفته شود، آنها دوست ندارند اسلام پناهی، نردبام ترقی کسی قرار گیرد. مردم ممکن است از یک فرد کلاهی که از طریق تقوی منحرف شده، بگذرند، ولی از یک فرد روحانی که لباس پیامبر خدا را بر تن کرده نمی گذرند. برای مردم اصل اسلام است."

حال جای این سوال باقی است که آیا امروز توهین به مقدسات و هتک حرمت روز عاشورا و همچنین توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بازی گرفتن اصل اسلام نبوده و به عنوان انحراف محسوب نمی شود؟

پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری دهم و اعلام نتایج، زهرا رهنورد همسر نامزد شکست خورده انتخابات در مصاحبه ای با شبکه بی بی سی فارسی با ارائه تحلیلی قومیتی اذعان داشت که امکان ندارد مردم ترک به فرزند خود و مردم لر به داماد خود رای ندهند، این در حالی است که میرحسین موسوی در آن سال‌ها به طور کامل این تحلیل ها را رد کرده و تاکید می کند که این گونه تحلیل ها تنها در تصور آمریکایی ها می گنجد و در یک مقایسه این طرز تفکر را شبیه نظر مستشرقین جاسوس توصیف می کند.

وی در این باره می گوید: "در گذشته در تبریز در خانه و مدرسه به ما یاد می دادند چرا پیامبر اکرم را دوست دارید ما می گفتیم به خاطر خدا، یعنی حب ما به پیامبر عظیم و عزیز و به آن انسان کامل و معصوم، از محبت به خدا سرچشمه می گرفت و می گیرد، البته آمریکا و ایادی او غیر از این فکر می کنند. آنها تصور می نمایند که هنوز می توان با تکیه بر انگیزه های شرک آلود ناسیونالیستی و ملی گرایی در کشور، بحرانی را به وجود آورد، ولی ملت مسلمان ما از جمله برادران و خواهران آذربایجانی ما اگر از یک مرجع تقلید می کنند بدین خاطر نیست که همشهری آنهاست."

موسوی ادامه می دهد: "این طرز فکر آمریکا، درست شبیه نظر آن مستشرقین جاسوسی است که می گویند ایرانی ها به این علت شیعه شدند که مادر امام چهارم، دختر یزدگرد سوم و ایرانی بوده است؛ یعنی برای هر حرکت ما انگیزه‌ی ارتجاعی ملیت و ملی گرایی را مطرح می نمایند، حال قضاوت در این باره به عهده ی مردم می باشد."

موسوی که آن روزها بر اصل اسلام تاکید می کرد و مردم را نیز دژ مستحکمی برای دفاع از آن عنوان می کرد، امروز در گذر زمان همه چیز را به دست فراموشی سپرده و گویی همانگونه که زمان حرکت کرده است، اصول اسلام نیز برای وی تغییر یافته است، به این ترتیب یا باید مردم نیز در این گردونه زمان متحول شده باشند یا اینکه باید پذیرفت هرکسی جنبه قرار گرفتن در قدرت را نداشته و جنبه فساد آور قدرت بر آنها غلبه می کند.

موسوی در بخش پایانی مصاحبه خود سندی از خیانت شریعتمداری اشاره کرده و با بیان اینکه هر کس از ماجرای این مرجع معزول خاطراتی دارد، می گوید: "علاوه بر آن، چیزهایی تاکنون گفته شده و مسلما در آینده نیز بیشتر گفته خواهد شد. در آرشیو محرمانه‌ی وزارت امور خارجه هنگامی که در آنجا انجام وظیفه می نمودم، اسناد زیادی در باره‌ی ایشان دیدم که می توانم گواهی دهم؛ از جمله‌ی آنها، درست در بحبوحه‌ی انقلاب و اوج گیری حرکت اسلامی مردم، نماینده ای از طرف شمال مراکش با پادویی سفیر ایران در عراق، برای ملاقات ایشان می آید. خوب کسی که این سند را ببیند، اگر چیز دیگری هم نباشد این سوال مطرح می شود که نماینده مخصوص شاه حسن با یک مرجع شیعه چه کاری می تواند داشته باشد؟"

در رابطه با همین سندی که موسوی به آن اشاره می کند، حجت الاسلام ری شهری که حکم اعدام صادق قطب زاده را داده بود، در کتاب خاطرات خود به این موضوع پرداخته و می گوید "مگر این که تصور کنیم شاه حسن شخصی است که خواسته است سهم امام خودش را به ایشان تقدیم کند."


«سنگ پاي قزوين»

انصافا اگر من و شما جاي بعضي‌ها بوديم و كل آرايمان در انتخابات، از آراي باطله كشور كمتر مي‌شد، چكار مي‌كرديم؟ اگر من و شما هم در مجلس ترحيم يك آدم زنده شركت مي‌كرديم، چقدر خجالت مي‌كشيديم؟ اگر من و شما هم، همسرمان روشنفكرترين زن ايراني و خالق تئوري بزرگ «فرزند آذربايجان، داماد لرستان» بود، سرمان را به كدام ديوار مي‌كوبيديم؟ اگر من و شما هم يك روز قبل از مراسم 22 بهمن، اين همه شعار توخالي براي فتح تهران و ميدان آزادي و اسب تروا و براندازي حكومت و … مي‌داديم و بعد از آن همه توهم، خروش ملت را در روز 22 بهمن مي‌ديديم، به كجا فرار مي‌كرديم؟ و تا كي خودمان را آفتابي نمي‌كرديم؟

بعد از گاف‌هاي پي‌در‌پي سبزها در چند ماه اخير، مخصوصا در روزهاي قبل و بعد از مراسم 22 بهمن و شكست تاريخي و مفتضحانه آنها، يك سوال اساسي وجود دارد كه اين آدم‌ها  چرا هيچ وقت احساس خجالت و شرمساري نمي‌كنند و چرا هيچ وقت به شكست و اشتباهات خود اعتراف نمي‌كنند؟ چرا نمي‌خواهند واقعيات را بپذيرند و بفهمند كه با چه مردمي روبرو هستند؟

جواب اين سوالات كاملا مشخص است، مساله اينجاست كه ما با جماعتي روبرو هستيم كه اعتماد به نفس بالايي براي دروغ گفتن و توجيه سوتي‌هاي روزانه‌ي خود دارد. با آدم‌هايي كه قبل از شمارش آرا در برابر خبرنگاران قرار مي‌گيرند و مي‌گويند بر اساس اخبار رسيده از صندوق‌هاي سراسر كشور، ما رييس جمهور ايران هستيم!

با جماعتي كه تعداد آراي‌شان كمتر از آراي باطله كل كشور مي‌شود و به جاي آنكه به بوركينافاسو فرار كنند، از مردم طلبكار مي‌شوند! با جماعتي روبرو هستيم كه در مجلس ترحيم يك آدم زنده شركت مي‌كنند و بعد از افشاي اين سوتي بزرگ، خيلي راحت دليل مي‌‌آورند كه همه اينها نقشه اطلاعات بوده!

با جماعتي روبرو هستيم كه اراذل و اوباش و توهين كنندگان به محرم و عزاداران حسيني را مردم خداجو مي‌نامند و آنقدر از خدا دم مي‌زنند كه داد همان اراذل و اوباش هم در مي‌آيد كه فلاني اينقدر به ما نگو خداجو، كدام خدا؟ با جماعتي روبرو هستيم كه وقتي جمعيت عظيم و ميليوني مردم را در 9 دي ماه مي‌بينند، به جاي احترام به آنها، به سانديس و كيك و ساندويچ متوسل مي‌شوند تا شايد ذره‌اي از آن حماسه عظيم مردمي را كمرنگ كنند.

با جماعتي روبرو هستيم كه براي روز 22 بهمن، انواع و اقسام برنامه‌ها و توطئه‌ها را طراحي ‌مي‌كنند و اسبهايشان را براي فتح ميدان آزادي تهران زين مي‌كنند، اما وقتي حباب توهمشان مي‌تركد، باز هم مي‌گويند ما بي‌شماريم، اصلا همه تهران ما بوديم و اگر ما نمي‌آمديم، 22 بهمني در كار نبود! بله ما با چنين جماعتي روبرو هستيم. به نظر شما با چنين افرادي چطور بايد حرف زد؟ با چه زباني و با چه لهجه‌اي  و با چه منطقي؟

راستش را بخواهيد اين چند روزه سري به گلستان و بوستان سعدي و مثنوي معنوي و كشكول شيخ بهائي و چرند و پرند دهخدا و امثال و حكم و … زدم تا شايد شعري، روايتي، مثلي، لطيفه‌اي در وصف اين همه اعتماد به نفس و اين همه توهم پيدا كنم، اما دريغ! البته يه چيزهايي در حد «سنگ پاي قزوين» پيدا كردم اما خودتان قضاوت كنيد، روي اين جماعت را مي‌شود با سنگ پاي قزوين مقايسه كرد؟! اين ظلم به سنگ پاي قزوين نيست؟


چهارشنبه سوری سبز؟

بعد از شکست سبزها در همه طرح‌های خود در ماه‌های اخیر، آن‌ها اکنون در حال رایزنی و تصمیم‌گیری درباره این موضوع هستند که آیا در آخرین چهارشنبه سال پروژه تازه‌ای را پیاده کنند یا نه که البته عده‌ای به موافقت و عده بیشتری نیز به مخالفت با آن پرداخته‌اند.

به گزارش شبکه ایران بیش از هشت ماه از زمان برگزاری انتخابات دهم می گذرد و نگاهی به عملکرد جریان موسوم به سبز در این مدت نشان می دهد که آن‌ها از کوچکترین فرصتی برای جنجال سازی و یا برگزاری تجمعات غیرقانونی بهره گرفته‌اند.

آن زمان که هنوز بدنه اجتماعی جریان موسوم به سبز دچار ریزش شدید نشده بود، علاوه بر مناسبت‌های معروف و شناخته شده، مراسم هفتم و چهلم کشته شدگان حوادث اخیر نیز می توانست بهانه‌ای باشد تا عده‌ای از حامیان این جریان با نمادهای سبز خود دور هم جمع شوند و علیه نظام و حمایت از سران خود شعار سر دهند.

با این حال با گذشت زمان و پس از آنکه بسیاری از پشت پرده‌ها در خصوص انتخابات دهم مشخص شد، رفته رفته بدنه اجتماعی جریان سبز دچار ریزش شد و کار به جایی رسید که برای دور هم جمع کردن سبزها تبلیغات گسترده در رسانه‌های زنجیره‌ای و بیگانه صورت می گرفت.

مراسم روز دانش آموز، روز دانشجو، دهه محرم و اخیراً راهپیمایی روز 22 بهمن همه بهانه‌هایی بود که جریان سبز از هفته‌ها قبل از آن تلاش بسیاری را برای به خیابان آوردن آشوبگران تدارک دیده بود اما جمعیتی بسیار کمتر از آنچه که انتظار می رفت را به خیابان ها کشاند تا باور به ریزش شدید پایگاه اجتماعی حامیان آقای موسوی عمق بیشتری پیدا کند.
اوج شکست پروژه‌های اغتشاش جریان سبز در روز 22 بهمن بود که علیرغم گسترده‌ترین تبلیغات در ماه‌های اخیر، حتی سناریوهای مختلف از جمله طرح موسوم به "اسب تروا" نیز کارساز نشد تا اختلافات بسیاری گریبانگیر حامیان این جریان شود.

در همین راستا تجربه کسب شده طی ماه‌های اخیر، این جریان را وادار کرده تا برنامه‌های آینده خود را در فضای منطقی و به دور از احساس در میان حامیان خود و شبکه‌های اجتماعی مجازی مورد بحث و گفت‌وگو قرار دهد.

ایجاد آشوب و اغتشاش در آخرین چهارشنبه سال موضوعی بود که اگرچه در میان تبلیغات برای ایجاد آشوب در راهپیمایی 22 بهمن، در رسانه‌های ضد انقلاب به طور مختصر به آن اشاره می شد اما پس از گذشت چند ساعت از راهپیمایی 22 بهمن و شکست طرح‌های مختلف آنان، بلافاصله مورد توجه قرار گرفت.

با این حال این بار به جای آنکه اعضای فرقه سبز درباره نحوه ایجاد آشوب و عرض اندام در آخرین چهارشنبه سال یا همان "چهارشنبه سوری" پیشنهادی بدهند، در سایت‌های ضد انقلابی چون بالاترین و جرس این موضوع مورد بحث قرار گرفته که آیا در این روز برنامه‌ای اجرا شود یا خیر.

در این میان برخی به موافقت و برخی نیز به مخالفت با هرگونه اقدامی در این روز پرداخته‌اند و هر کدام برای خود به دلایلی استناد کرده‌اند.

از جمله دلایل کسانی که موافق ایجاد آشوب در این شب هستند این است که در تاریکی شب قدرت عمل بیشتری دارند و می‌توانند به راحتی آشوب به راه بیاندازند.

برخی دیگر نیز با خوشبینی گفته‌اند که در این شب کار حکومت را یکسره خواهند کرد!

یکی از طرفداران این طرح در مطلبی که در سایت بالاترین منتشر کرده نوشته است: "چهارشنبه سوری یک فرصت برای جنبش است که بتواند ، اولا بیشماری سبزها را یکبار دیگر به خود سبزها و کودتاچیان بفهماند و هم باعث خنثی شدن بهره گیریهای کودتاچیان از 22 بهمن شود."

یکی دیگر از طرفداران فرقه سبز نیز نوشته است: "ما رژیم را سرنگون می کنیم، حتی اگر شده با ترقه کبریتی، فشفشه و پیت حلبی‌های آتش. فقط مامی و پاپی‌هایتان را از الان راضی کنید که اجازه بدهند چهارشنبه سوری از خانه بیرون بیایید."

با این حال مخالفان این طرح نیز با اشاره به شعار پرهیز از خشونت معتقدند هرگونه خشونت در این روز می‌تواند هزینه‌های بسیاری را برای سبزها به دنبال داشته باشد.

برخ دیگر نیز معتقدند با توجه به این‌که هرساله این مراسم تلفات بسیاری به همراه دارد در نتیجه اجرای هرگونه برنامه در این تاریخ می‌تواند تلفات به مراتب بیشتری به همراه داشته باشد.

البته شاید دلایل بسیار دیگری باشد که در پشت این دلایل نهفته است اما آنچه که این روزها در وهله اول با نگاهی به جریان سبز مشخص می‌شود، سردرگمی است که در میان آن‌ها برای برنامه‌های آینده خود به وجود آمده است و ادامه حیات این فرقه را با خطر جدی روبرو کرده است.


انتقاد عضو ارشد دولت خاتمي از موسوي

انتقاد عضو ارشد دولت خاتمي از موسوي 


يکي از اعضاي ارشد دولت خاتمي گفته است: به موسوي به عنوان رئيس جمهور دهه چهارم انقلاب اعتقادي نداشتم. اين مقام مسؤول در دولت اصلاحات اخيراً در ديدار يکي از تشکل‌هاي دانشجويي در شمال کشور ضمن انتقاد ازترکيب ستاد ميرحسين موسوي گفته است: حضور افرادي از نهضت آزادي و ساير طيف‌هايي که به اسلام اعتقاد ندارند، بين حاميان و ستادهاي موسوي اثري بد براي اصلاحات داشته است. وي همچنين از اينکه دفتر تحکيم وحدت در دوره اصلاحات به يک نهاد وابسته تبديل شده بود، انتقاد کرده و بر لزوم حفظ استقلال جنبش دانشجويي تأکيد کرده است.


اين مقام ارشد دولت خاتمي که در ميان صاحبنظران سياسي به عنوان چهره اي ميانه‌رو شناخته مي‌شود، با اشاره به مناظره احمدي نژاد و موسوي اظهار داشته که دو طرف با بي ملاحظگي اسرار مملکت را افشا کردند.


وي در ادامه با انتقاد از عملکرد افراطي اصلاح طلبان در برخي موارد گفته است: نبايد کاري کنيم که دولت و حاميانش پشت رهبري پنهان شوند. اختلاف ما با اين جريان است نه با نظام و رهبري. اين مقام مسؤول در دولت اصلاحات گفته است: جريان مدافع «جمهوري ايراني» تا جايي که خاتمي و موسوي با آنها همراه باشند، آنها را به عنوان رهبر قبول دارند و در موقع لازم از آنها عبور مي‌کنند.


ابطال انتخابات سبب تضعيف نظام مي شود   

محتشمي پور: ابطال انتخابات سبب تضعيف نظام مي شود  


خبرنامه دانشجويان ايران: ادعاي تقلب از سوي جريان حامي موسوي پس از انتخابات که به عنوان رمز آشوب مطرح شده بود امري است که مطرح کنندگان تقلب پيش از آن هر گونه تقلبي را در انتخابات ها رد کرده بودند.


به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»، سيد علي اکبر محتشمي پور که مسئول کميته صيانت از آراي موسوي در زمان انتخابات بود و بحث تقلب را در بوق و کرنا کرد، پيش از اين هرگونه ادعاي تقلب را رد کرده بود.

محتشمي پور که ادعاي تقلب را در انتخابات اخير مطرح کرده بود در سال 79 که بحث تقلب در انتخابات مجلس ششم مطرح بود و بديهياتي در اين خصوص موجود بود را "بازي خطرناک" قلمداد کرده بود.

وي ابطال انتخابات که آن روزها مدنظر بود راهکاري بيهوده مي دانست و ابطال را به انتخاب مجدد نمايندگان در انتخاباتي که ظن تقلب در آن وجود داشته، منتهي مي دانسته است.

محتشمي پور که در تاريخ 19/2/79 مطالبي در خصوص تقلب در انتخابات مجلس نوشته بود، ابطال انتخابات از سوي شوراي نگهبان را عاملي براي بي اعتماد شدن مردم و بدبينبيمي دانسته است.

صحبت هاي محتشمي پور در خصوص تقلب در حالي بود که وي و طيف دوستانش در راستاي چانه زني از بالا طي چند ماه اخير فشارهاي زيادي به شوراي نگهبان براي ابطال انتخابات وارد کرده بودند.

وي در  سال 79 کساني که به دنبال ابطال انتخابات بود را به تضعيف نظام محکوم کرده بود که به حذف از عرصه سياسي محکوم هستند.

وي ابطال انتخابات در سال 79 را عاملي براي افزايش آسيب پذيري نظام مي دانسته است و ابطال انتخابات را باعث کنار رفتن دلسوزان مي دانسته است.

ابطال انتخاباتي که در آن بحث تقلب به وفور ديده مي شد و دفاع از اين انتخابات در حالي بود که محتشمي پور فشار زيادي را براي ابطال انتخابات اخير وارد کرد.

تقلب در انتخابات مجلس ششم به اندازه اي واضح بوده است، نماينده اي که در حوزه انتخاباتي به خود رأي داد بود در آن حوزه هيچ رأيي به نام او از صندوق خارج نشده بود.

به نظر مي آيد ادعاي تقلب و ابطال انتخابات امري است که تنها امثال محتشمي پور تنها زماني آن را مطرح مي کنند که رأي مردم به نفع آنان نباشد.


تحرک جديد باند کودتا عليه "روبه فردا"

تحرک جديد باند کودتا عليه "روبه فردا"

اخيرا افرادي به عنوان خبرنگار شبکه سوم سيما به درب منازل شهروندان همداني مراجعه کرده و پيرامون برنامه "رو به فردا" از آنها سوالاتي را پرسيده اند .


"صراط" اخيرا افرادي  به عنوان خبرنگار شبکه سوم سيما به درب منازل شهروندان همداني مراجعه کرده و پيرامون برنامه "رو به فردا" از آنها سوالاتي را به شرح زير پرسيده اند :
1-تاثير گذاري اين برنامه بر روي جوانان چقدر بوده است؟

2- به نظر شما مجري برنامه طرفدار کدام حزب است ؟

گفتني است هيچکدام از افراد پرسشگر کارت شناسايي همراه نداشته و برگه هاي نظر سنجي نيز ممهور به آرم صدا و سيما نبوده است.
با توجه به حساسيت ايجاد شده پس از اجراي برنامه "روبه فردا"و پخش مناظرات سياسي از طريق آن ،نظر سنجي فوق مشکوک و قابل تامل مي باشد.

گفتني است پس از شکست قاطع نمايندگان جريان اصلاح طلب در اين مناظره ها فشار شديدي از جانب مطبوعات وابسته به فتنه گران براي به تعطيلي کشاندن اين مناظره ها انجام شده بود .

 

کلمات کلیدی:رو به فردا-دیروز -امروز-فردا-کودتا

 

جنبش‏سبز شامل غيردينداران، چپ‌ها و انجمن‏حجتيه هم مي‏شود

سروش: جنبش‏سبز شامل غيردينداران، چپ‌ها و انجمن‏حجتيه هم مي‏شود
محتشمي: طرف مقابل ما انجمن حجتيه است


در حالي که ميرحسين موسوي در آخرين مصاحبه خود به مناسبت 22 بهمن از احترام گذاشتن به حق تنوع عقايد و انديشه سخن گفته بود، عبدالکريم سروش نيز در مصاحبه با گويانيوز از متکثر بودن جريان فته موسوم به جنبش سبز سخن به ميان آورد.


به گزارش رجانيوز سروش با اشاره به شرايط سبزها گفت:«واقعيت اين است که در درون جنبش سبز هم دينداران و هم غيردينداران، چپ‌ها و سکولارهاي فلسفي و حتي افرادي از انجمن حجتيه وجود دارند و اين را نه مي‌توان انکار کرد و نه مي‌توان مخفي نگاه داشت.»


اظهارات سروش در حالي بود که موسوي، در آخرين مصاحبه خود نه تنها حاضر نشده بود حساب جريان فتنه، را از وابستگان خارج از مرزها جدا کند، بلکه عملا از نقش آفريني آنها استقبال هم کرده بود. موسوي، در مصاحبه خود گفته بود:«جنبش سبز به کرامت ذاتي انساني و حق تنوع عقايد و انديشه و آزادي بيان احترام مي گذارد و از همه جنبش هايي که اهداف آنها بهروزي و رشد ملت و تضمين حقوق شهروندي و آزادي هاي اساسي ملت ما و نيز عدالت اجتماعي است استقبال مي کند و آنها را از خود جدا نمي داند.» در واقع مي توان اظهارات سروش را تبيين و شفاف سازي اظهارات روشنفکرمآبانه موسوي، دانست.


تاکيد سروش بر حضور انجمن حجتيه در جنبش سبز نيز در نوع خود قابل توجه بود. چه آنکه پيشتر محتشمي‌پور که يد طولايي در طرح عنوان موهن "فرقه مصباحيه" دارد، با متهم کردن جريان مقابل گفته بود:«من به طور مشخص مي‌توانم از جريان انجمن حجتيه نام ببرم که پشت سر تمام فتنه‌هايي که رخ داده اين انجمن را مي‌بينم(!) اين تفکر در دوره فعلي، در قالب برخي بنيادها و تشکل‌ها با عناوين و اسامي ديگر فعال است و در بسياري مراکز نفوذ دارد و از طريق برخي چهره‌ها و شخصيت‌هايي که در زمان امام اجازه مطرح شدن نيافتند و افکارشان دقيقا مخالف امام است عمل مي‌کنند.»


محتشمي پور همچنين توضيح داده بود که:«انجمن حجتيه با اساس نهضت امام مخالف بود و الان بسيار قدرت پيدا کرده و پشت سر تمام اين فتنه هايي است که رخ داده است. اين تفکر در قالب برخي بنيادها و تشکل ها با عناوين و اسامي ديگر فعال است و در بسياري از مراکز نفوذ دارد و از طريق برخي چهره ها و شخصيت هايي که در زمان امام اجازه مطرح شدن نيافتند و افکارشان دقيقاً مخالف امام است، عمل مي کنند.» اينکه محتشمي پور حضور جريان هاي مخالف امام و کينه دار از امام را در ميان سبزها نميبيند نيزدر نوع خود قابل توجه است؛سوالي که وجود دارد اين است که آيا ازنظر ايشانآنها در خط امام قرار دارند؟!


مسئول کميته صيانت از آراي ميرحسين موسوي همچنين افزوده بود:«طبق اطلاعاتي که دارم تفکر انجمن حجتيه متحول شده و اکنون اعتقاد دارند نبايد دست روي دست بگذاريم تا فساد جهان را فراگيرد و مقدمه ظهور امام زمان باشد زيرا اين امر باعث مي شود تا حرکت هايي براي اصلاح جامعه صورت گيرد و ظهور عقب بيفتد، لذا وظيفه ماست که کمک کنيم تا فساد همه جا را فرا گيرد. در همين راستا تخريب اخلاق، اقتصاد و سياست و... در دستور کار آنها قرار گرفته است.» تناقض عميق سخنان سروش و محشتمي پور محل توجه است.


سروش اما درمصاحبه خود با گويا به نکات ديگري هم اشاره کرد. نويسنده کتاب جنجالي "صراط هاي مستقيم" با اشاره به بيانيه 5 نفره که به امضاي او، اکبر گنجي، محسن کديور، عطاء الله مهاجراني و عبدالعلي بازرگان رسيده بود، گفت:«اينکه گروهي در بيانيه‌ي درباره جنبش سبز سخن بگويند به معناي نفي گروه يا انديشه ديگري نيست. اتفاقا ما آشکارکننده همين پلوراليزم و تکثر هستيم که يک بخش ما روشنفکر ديني است و بخش ديگر آن سکولار فلسفي است و همه اينها در درون جنبش سبز موجوديت دارند و در آينده ايران هم فصل و نقش هر کدام مشخص خواهد شد.»


اما در حالي که بالاترين رفراندوم در 22 بهمن برگزار شد و مردم پيام خود را به گوش جهانيان رساندند، سروش بار ديگر به احياي تئوري هاي مبتني بر طرح regime change در ايران پرداخت و از ضرورت برگزاري رفراندوم در ايران سخن گفت!


به نظر مي رسد دوري از ايران، مسائل کشور و مردم، خارج نشينان را از درک واقعيات کشور بي بهره کرده و از پس اين همه است که مي توان برخياظهارنظرهاي تخيلي و به اصطلاح کارشناسانه جمعي خارج نشين را نگريست.